كيان

كيان جان تا این لحظه 6 سال و 10 ماه و 22 روز سن دارد

اولین سونوی غربالگری

سلام کوچولوی نازم امروز 20 بهمن 93 هست و من و بابایی دیروز رفتیم برای سونوگرافی غربالگری تا ببینیم تو توی دل مامانی سالم هستی یا نه ؟ که خدا رو شکر دکتر بعد دیدن جواب گفت نی نی نازتون سالم و سلامته که من و بابایی یه نفس راحتی کشیدیم . وقتی رفتم واسه سونو به خانم دکتر گفتم میخام همسرم بیاد داخل و نی نی رو ببینه ولی خانم دکتر گفتن این سونو حساسه و نمیشه همراه بیاد داخل حواسشون پرت میشه و اشتباه میکنن برا همین من تنهایی رفتم داخل وقتی خانم دکتر داشت سونو میکرد هی اینور و اونور میکرد بعد چند بار گفت بلند شو بشین و دوباره بخاب پرسیدم واسه چیه این کارا گفت نی نی شما لجباز تشریف دارن پشتشون به منه هر کار میکنم اونطرفی نمیشه دیگه بعد کلی وقت گفت پاشو برو یه آبمیوه شیرین بخور و بیا دوباره من و بابایی رفتیم آب هویج بستنی خوردیم و اومدیم و دوباره دکتر گفت این نی نی میخاد با من لجبازی کنه دیگه با کلی زور تونستیم روی ماهتو ببینیم و بهد سریع رفتیم پیش دکتر و خبر سالم بودنتو گرفتیم و خوشحال اومدیم خونه .خدا جونم بابت این نعمت بزرگ ازت ممنونم.

عشق مامانی از اینکه هر روز داری بزرگتر میشی و خدا رو شکر سالم هستی از خدا ممنونم دلم میخاد هرچه زودتر روی ماهتو ببینم و تو بغلم بگیرمت .

مامانی جونم دارم واست یه شلوار پیشبندی آبی فیروزه ای میبافم که خیلی نازه تازه وقتی بپوشیش خیلی نازتر میشه. یه پتوی خوشگلم دارم میبافم واست که ایشالا وقتی اومدی پیش ما اینجا سرما نخوری .


تاریخ : 20 بهمن 1393 - 15:56 | توسط : monir | بازدید : 428 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

سلام عشق مامانيي

سلام عزيزم امروز ١دي ٩٣ هست و من سه روزه از وجوده تو باخبر شدم خيلي خيلي خوشحالم .منو بابايي همش مواظب تو هستيم بابايي خيلي هوامونو داره مامان بزرگا و بابا بزگاتم خيلي خوشحالن و براي ديدنت لحظه شماري ميكنن عزيزم. 


تاریخ : 01 دی 1393 - 22:23 | توسط : monir | بازدید : 409 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

...

امروز بعد از دیدن بی بی چک مثبت مات و مبهوت بودم.29 آذر 93


تاریخ : 29 آذر 1393 - 23:16 | توسط : monir | بازدید : 418 | موضوع : وبلاگ | 2 نظر

خبر بارداری

نی نی کوچولوی عزیزم امروز 29 آذر 93 هست و من و بابایی رفتیم آزمایشگاه آزمایش دادیم و بعد یک ساعت فهمیدیم که تو اومدی تو دل مامانی و کلی زندگیمونو خوب میکنی از اینکه خدای مهربون اینهمه به ما لطف داه ممنونم .

از همین الان خیلی دوست دارم و لحظه شماری میکنم که تو رو تو بغل بگیرم .

من و بابایی میخایم امشب به مامان بزرگ بابا بزرگات خبر بدیم  اونام از اومدن تو خوشحال میشن .


تاریخ : 29 آذر 1393 - 23:08 | توسط : monir | بازدید : 411 | موضوع : وبلاگ | 3 نظر



مشاوره، آموزش، طراحی و ساخت فروشگاه اینترنتی