كيان

كيان جان تا این لحظه 6 سال و 10 ماه و 22 روز سن دارد

نگرانياي ماماني

سلام عشق ماماني امروز ٢٩ بهمن ٩٣ هستش و من چند روزيه سرما خوردم و سرفه ميكنم همش نگرانتم عزيزم نكنه سرفه كردنم اذيتت كنه عشقم آخه چند روزيه ديگه بزرگتر نشدي و دلمم كمتر درد ميكنه همش نگران تو ام ميخام زودتر ١٩ اسفند برسه كه برم پيش دكتر و از سلامتي تو با خبر بشم . 

دوست دارم عزيزم


تاریخ : 29 بهمن 1393 - 23:55 | توسط : monir | بازدید : 413 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

اولين مسافرت با عشق ماماني

سلام ني ني نازم امروز ٢٢ بهمن ٩٣ و ديروز سالگرد ازدواج من و بابايي بود ما ديروز با بابا تقي و بابا حسن ساعت ٢بعد از ظهر به سمت چادگان اصفهان راه افتاديم و حدود ساعت چهار رسيديم به مقصد .ديشب هوا خيلي سرد بود امروزم هوا بارونيه و ما كلي پياده روي كرديم  و  كلي خسته شديم اين اولين مسافرتيه كه تو پيشموني و ما خيلي خوشحاليم .مامانيجونم تو تا الان اصلا اذيتم نكردي و خيلي نيني خوبي بودي .الانم هوا بارونيه و ما داريم آش ميپزيم كه واسه ناهار آش بخوريم .


تاریخ : 28 بهمن 1393 - 07:27 | توسط : monir | بازدید : 433 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

اولین سونوی غربالگری

سلام کوچولوی نازم امروز 20 بهمن 93 هست و من و بابایی دیروز رفتیم برای سونوگرافی غربالگری تا ببینیم تو توی دل مامانی سالم هستی یا نه ؟ که خدا رو شکر دکتر بعد دیدن جواب گفت نی نی نازتون سالم و سلامته که من و بابایی یه نفس راحتی کشیدیم . وقتی رفتم واسه سونو به خانم دکتر گفتم میخام همسرم بیاد داخل و نی نی رو ببینه ولی خانم دکتر گفتن این سونو حساسه و نمیشه همراه بیاد داخل حواسشون پرت میشه و اشتباه میکنن برا همین من تنهایی رفتم داخل وقتی خانم دکتر داشت سونو میکرد هی اینور و اونور میکرد بعد چند بار گفت بلند شو بشین و دوباره بخاب پرسیدم واسه چیه این کارا گفت نی نی شما لجباز تشریف دارن پشتشون به منه هر کار میکنم اونطرفی نمیشه دیگه بعد کلی وقت گفت پاشو برو یه آبمیوه شیرین بخور و بیا دوباره من و بابایی رفتیم آب هویج بستنی خوردیم و اومدیم و دوباره دکتر گفت این نی نی میخاد با من لجبازی کنه دیگه با کلی زور تونستیم روی ماهتو ببینیم و بهد سریع رفتیم پیش دکتر و خبر سالم بودنتو گرفتیم و خوشحال اومدیم خونه .خدا جونم بابت این نعمت بزرگ ازت ممنونم.

عشق مامانی از اینکه هر روز داری بزرگتر میشی و خدا رو شکر سالم هستی از خدا ممنونم دلم میخاد هرچه زودتر روی ماهتو ببینم و تو بغلم بگیرمت .

مامانی جونم دارم واست یه شلوار پیشبندی آبی فیروزه ای میبافم که خیلی نازه تازه وقتی بپوشیش خیلی نازتر میشه. یه پتوی خوشگلم دارم میبافم واست که ایشالا وقتی اومدی پیش ما اینجا سرما نخوری .


تاریخ : 20 بهمن 1393 - 15:56 | توسط : monir | بازدید : 428 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید



مشاوره، آموزش، طراحی و ساخت فروشگاه اینترنتی